آشپزخونه‌ی رز
🕯️
خاطره
دی ۱۴۰۴ · ⏱ ۳ دقیقه

اولین مهمونی‌ای که خودم میزبان بودم

ده نفر مهمون، یه آشپزخونه‌ی کوچیک و کلی استرس. اون شب یاد گرفتم مهمونی به غذای بی‌نقص نیست، به آدماست.

اولین باری که خودم میزبان یه مهمونی شدم، از صبح رو پا بودم. منوی بلندبالا چیده بودم؛ بیشتر از توانِ یه آشپزخونه‌ی کوچیک.

نصف غذاها دیر آماده شد، برنج یه کم شفته شد و دستم بریده بود. مطمئن بودم شب خراب می‌شه.

ولی مهمون‌ها خندیدن، کمک کردن، و تا آخر شب کسی به شفته‌بودنِ برنج فکر هم نکرد. اون شب فهمیدم سفره رو خاطره گرم می‌کنه، نه بی‌نقصیِ غذا.

از اون به بعد ساده‌تر می‌پزم و بیشتر کنار آدم‌ها می‌شینم. بهترین چاشنیِ هر غذا، آرامشِ خودِ آشپزه.